نيلوفرانه
همه چیز را فروختم جز آن صندلی که جای تو بود شاید................................. آن روز که برگشتی خسته باشی شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن . چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن یا علی رفتم بقیع اما چه سود / هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود زندگی یعنی بخند هر چند که غمگینی ببخش هر چند که مسکینی فراموش کن هر چند که دلگیری اینگونه بودن زیباست هر چند که آسان نیست خدایا حواست هست؟ صدای هق هق گریه هام از گلویی درمیاد که تو از رگش بهم نزدیکتری...... اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من حلالم کن حلالم کن حلالم کن و بعد از آن اگر خواهی دعایم کن یه شب توى آسمون یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت:کنارتم تا پاى جون ستاره ى قشنگى بود آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون اما زیاد طول نکشید ابر اومد و عشق منو برد نامهربون حالا شبها به یاد اون زل میزنم به آسمون دلم میخواد دادبزنم که این نبود قرارمون.
شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي
انتها مي برد وقتی که به دنیا اومدم صدایی در گوشم طنین افکند و گفت من تا آخرین لحظه عمرت با تو هستم گفتم تو کیستی گفت من غمم: پیش خود خیال کردم که غم عروسکی هست که من با اون بازی کنم اما الان که فکرشو میکنم میبینم من بازیچه ای هستم به دست غم کاش امشب اشکهایم رامیدیدی،که به خاطرخاطرات چگونه جاری بود از اين جايي که من هستم تموم شهر معلومه خورشید، محمد است و صادق ماه است / خورشید همیشه با قمر همراه است یعنی که ولادت امام صادق / در روز ولادت رسول الله است برای شفای همه ی مریضا دعا کنید یا من اسمه دواء، و ذکره شفاء... خدایا خودت به داد همه ی مریضا برس... خودت این بیماری ها رو از میون بردار... خدایا! شفای همه ی بیماری ها دست خودته، تو خودت دکتر تمام بیماری ها هستی به حق همین روزای عزیز خدا همه ی مریضا رو شفا بده دوستای گلم برای همه ی مریضا دعا کنید برای بابای دوست منم دعا کنید. الان به دعاهای شما احتیاج داره انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم يك نفر دلش شكسته بود. توي ايستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود منتظر ولي دعاي او دير كرده بود. او خبر نداشت كه دعاي كوچكش توي چهارراه آسمان پشت يك چراغ قرمز شلوغ گير كرده بود. او نشست و باز هم نشست. روزها يكي يكي از كنار او گذشت. روي هيچ چيز و هيچ جا از دعاي او اثر نبود. هيچكس از مسير رفت و آمد دعاي او با خبر نبود. با خودش فكر كرد پس دعاي من كجاست؟او چرا نميرسد؟ شايد اين دعا راه را اشتباه رفته است. پس بلند شد رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد. رفت كه تا پيش از آمدن براي او دست دوستي تكان دهد. رفت. پس چراغ چهارراه آسمان سبز شد. رفت و با صداي رفتنش كوچه هاي خاكي زمين. جاده هاي كهكشان سبز شد. او از اين طرف و دعا از آن طرف در ميان راه با هم رو به رو شدند. دست توي دست هم گذاشتند. از صميم قلب گرم گفتگو شدند. واي كه چقدر حرف داشتند. برف ها كم كم آب ميشود. شب ذره ذره آفتاب ميشود. و دعاي هركسي رفته رفته توي راه مستجاب ميشود.
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود قیامت بی حسین غوغا ندارد / شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند / چرا پرونده ات امضاء ندارد . می نویسم ولی تو نخوان.... می نویسم که با تمام وجودم دوستت دارم ولی تو نخوان می نویسم که اگر تو را نبینم به سکوتی سخت دچار میشوم و بغض تمام وجودم را میگیرد... ولی تو نخوان. اگر نمی خوانی بفهم که دوستت دارم فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسم تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
دلم برای کسی تنگ است که دلتنگ است... دلم برای کسی تنگ است که طلوع یک دوستی را به قلبم بشارت داد دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را آرزو ميكند دلم برای کسی تنگ است که چشمانم دیدارش را طلب میكند دلم برای کسی تنگ است که اشک هایم را دید... دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند من است... دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است... دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخم های کهنه است... دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است... دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون «تا» است... دلم برای کسی تنگ است که دلتنگ دلتنگی های من است...
دیشب را تا صبح بدنبالت گشتم 

من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
ادامه مطلب

یا علی قبر پرستویت کجاست / آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست
هر چه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام







کنارم خيلي ها هستن ، دلم پيشه تو آرومه
به من بد بين نشو هرگز ، بگو چي بوده تقصيرم
بجز آرامش و حسي که از صدات مي گيرم
بد بين شدي چرا ، باور نمي کنی
تنهايي منو کمتر نمي کني
توفان نشو منو ، يک قاصدک نکن
من عاشق توام يک لحظه شک نکن
اگه دل تنگ باشي تو ، مثل بارون شروع ميشم
که با هر قطر اشک ت منم که زير و رو ميشم
هميشه ساده رنجيدي
هميشه سخت بخشيدي
تورو مي بخشم اين لحظه ، شايد بازم منو ديدي
بد بين شدي چرا ، باور نمي کنی
تنهايي منو کمتر نمي کني
توفان نشو منو ، يک قاصدک نکن
من عاشق توام يک لحظه شک نکن 


دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت
امشب شب یاد عشقیاء و شهداست


ادامه مطلب



ادامه مطلب
در پس او برو
اگر چه راه های عشق سخت و پر شیب است
و آن گاه که بال هایش تو را در خود می پیچند، آرام گیر
اگر چه شمشیر پنهان بالهایش
تو را زخم زند .
خلیل جبران

مردم صداي آمدنت را شنيده اند
زيباتر از هميشه شده آستان تو
آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند
ولادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت،امام رضا (عليه السلام) مبارکباد. 

من تو را با لحظه هاي انتظارم
عاشقم با اين نگاه بي قرارم
من تو را با آنچه هستي
دوستت دارم
امروز دوستم بدار
شايد فردايي نباشد
ادامه مطلب

لابه لای تمام خاطرات گذشته...
تمام خوبهایم را ورق زدم...
لحظه به لحظه اش را...
رد پایت همه جا جاریست...
اما...
دوباره تکرار داستان همیشگی
نبود تو و انتظار من...!!!
امروز را هم دوباره دنبالت می گردم......مثل همه روزهای نبودت!!!
امروز هم سراغت را از تمام برگ ها می گیرم...!
شاید برگی را از قلم انداخته باشم!



